هرچه شمردنى است به سر رسد و هر چه چشم داشتنى است در رسد . [نهج البلاغه]

پنجشنبه بالاخره طلسم شکست و محمدجواد را بردیم مهدکودک(من و همسر به اتفاق).مهد کودک بدی نیست مخصوصا که بچه ها را به زور از مادرشان جدا نمیکنند.معمو لا درمهدهای کودک بچه هایی را که برای بار اول است به مهد می آیند ونمی خواهند از مادرشان جدا شوند را به زور از مادرشان جدا می کنند وبچه یکی دور روز گریه میکند و بهانه میگیرد و بعد آرام می شود .

قرا شد حدود یکماه من هم با شیرین پسر بروم مهدکودک تا باآرامش به محیط و مربیها عادت کند وخودش بتواند بدون حظور من در مهد بماند همین دو روز که رفته مهد کلی بهش جایزه داده اند خوش به حالش .امروز که اصلا نمی خواست برگردد خانه!!!

دیشب مراسم نامزدی یکی از اقوام همسر بود خیلی خوش گذشت دیداری با تمام فامیل تازه کردیم .لباس عروس خانم ارغوانی رنگ بودکه به نظرم خیلی جذاب آمد.

آخر هفته امتحان دارم که تا سه شنبه هفته بعد هم ادامه خواهد داشت باید این چند روز از محمدجواد دور بشم (آخه امتحانها توی یک شهر دیگه برگزار میشن).قرار شده قند عسل بره خونه مامانم. از فرط دلشوره یک هفته است لای کتابها را باز نکرده ام.

خدا را شکر که رهبر با معاون اول شدن مشایی مخالفت کردند.معنی واهمیت رهبر و ولی فقیه همین جاها معلوم می شود.(رهبرا از همینجا دستتان را می بوسم).

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

?- مامان جون شرمنده که همیشه توی زحمت میندازمت من که چیزی لایقت ندارم تا با تقدیمش جوابگوی لطف ومحبتت باشم انشائ الله خداوند بهشت را پاداش تلاشهایت قرار دهد(آمین).

?-اعیاد ماه شعبان برهمگان مبارک.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط خانوم خونه 89/5/3:: 8:26 صبح     |     () نظر

درباره

خانوم خونه
خانوم خونه هستم .گاه گاهی مینویسم از خودم و زندگیم ،نوشتن بهم حس خوبی میده و کمک میکنه خودمو بهتر بشناسم . قبلا یه وبلاگ داشتم که متاسفانه به دلایلی مجبور شدم ازش اثاث کشی کنم . و خوشحالم که میتونم ادامه همون مطالبو اینجا بنویسم. لطفا این وبلاگ را لینک نکنید!
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
پیوندها
لیست یادداشت‌ها
آرشیو یادداشت‌ها