مسافرت تمام شد.
از شهر های مختلفی گذشتیم با انسانهای زیادی هم صحبت شدیم و خلاصه چند روزی زندگی را متفاوت تجربه کردیم.
اما همسر حسابی سنگ تمام گذاشتند و ما را شرمنده کردند(همسر دست شما درد نکند) و محمدجواد عزیز هم از شیطنت کم نگذاشتند(خدا یک دوجین بچه لنگه ی خودت نصیبت کند
).
برای اولین بار سوار تله کابین شدم (در لاهیجان) تجربه ی فوق العاده ای بود اولش یک کمی ترسیدم .دلم هورری ریخت وقتی از اون بالا پایینو نگاه کردم اما بعدش زیبایی و سرسبزی مناظر حسابی حواسم را پرت کرد .
آبگرم سرعین هم رفتیم البته محمدجواد را داخل آب نبردیم چون بعضی از بچه ها بخاطر بخار گوگردی آب حالشان بهم می خورد.از آب خیلی خوشم میاد می خوام برم شنا یاد بگیرم.
وااای یه مزرعه هندوانه هم توی راه دیدیم که خیلی قشنگ بود خیلی الانم که یادش می افتم دلم قلقلک میشه .
محمدجواد خوابش میاد دیگه نمیذاره بنویسم.
کلمات کلیدی: